دوره و شماره: دوره 4، شماره 1، تیر 1376 

مقایسه‌ عملکرد تحصیلی‌ دانش‌ آموزان‌ جهشی‌ و غیرجهشی‌ دوره ابتدایی‌ شهرستان‌ اهواز

صفحه 3-20

https://doi.org/10.22055/psy.1997.16388

حسین شکرکن، محمد رضا آهنکوب نژاد، منیجه شهنی ییلاق

چکیده در تحقیق‌ حاضرتلاش‌ به‌ عمل‌ آمده‌ است‌ تا تفاوت‌ بین‌ عملکرد تحصیلی‌ دانش‌آموزان‌ جهشی‌ و غیرجهشی‌ دوره ابتدایی‌ شهرستان‌ اهواز به‌تفکیک‌ جنسیت‌ (پسر - دختر) و مدت‌ زمان‌ پس‌از جهش‌ (یکسال‌ - دوسال‌)معلوم‌ گردد. فرضیه‌ اصلی‌ تحقیق‌ این‌ بود که‌ از نظر عملکرد تحصیلی‌ تفاوت‌ معنی‌داری‌ بین‌ دانش‌آموزان‌ جهشی‌ و غیر جهشی‌ وجود ندارد. جهت‌ آزمودن‌ این‌ فرضیه‌ و سایر فرضیه‌های‌ فرعی‌ تحقیق‌، از بین‌ کلیه‌ دانش‌آموزان‌ جهشی‌ دوره ابتدایی‌ شهر اهواز به‌ روش‌ انتخاب‌ تصادفی‌ ساده‌ تعداد 60 دانش‌آموز جهشی‌ و به‌ روش‌ تصادفی‌ چند مرحله‌ای‌ 90 دانش‌آموز غیرجهشی‌ انتخاب‌ شدند. به‌ منظور انجام‌ مقایسه‌های‌ لازم‌ تعداد مساوی‌ از دانش‌آموزان‌ پسر و دختر جهشی‌ که‌ یک‌ یا دو سال‌ از زمان‌ جهش‌ آنان‌ می‌گذشت‌ و همپایه‌ یا غیر همپایه دانش‌آموزان‌ جهشی‌ بودند،برگزیده‌ شدند. عملکرد تحصیلی‌ آزمودنیها از طریق‌ میانگین‌ معدلهای‌ پایه‌های‌ قبل‌ و بعد از جهش‌ آنها اندازه‌گیری‌ شد. پس‌ از انجام‌ تحلیلهای‌ آماری‌ مشخص‌ گردید که‌ تفاوت‌ معنی‌داری‌ بین‌ دانش‌آموزان‌ جهشی‌ و غیرجهشی‌ از نظر عملکرد تحصیلی‌ وجود ندارد. این‌ نتیجه‌گیری‌ برای‌ دانش‌آموزان‌ پسر و دختر به‌ صورت‌جداگانه‌ و برای‌ گروههای‌ جهشی‌ که‌ یک‌ سال‌ یا دوسال‌ از زمان‌ جهش‌ آنان‌ می‌گذشت‌ نیز صحت‌ دارد.

تحلیلی‌ بر مفهوم‌ "دانشگاه‌ اسلامی‌" بحثی‌ در فلسفه‌ آموزش‌ و پرورش‌ اسلامی‌

صفحه 21-38

https://doi.org/10.22055/psy.1997.16389

مسعود صفائی مقدم

چکیده فلاسفه‌ تحلیلی‌ تنها کار، یا کار اصلی‌ فلسفه‌ را تحلیل‌ زبان‌ و مفاهیم‌ می‌دانند. ضمن‌ خودداری‌ از تحدید فعالیت‌ فلسفه‌ به‌ تحلیل‌ زبان‌، یکی‌ از وظایف‌ اساسی‌ فلسفه‌ را تحلیل‌ زبان‌ و مفاهیم‌ دانسته‌ و به‌ تبع‌ آن‌ از جمله‌ وظایف‌ فلاسفه‌ تعلیم‌ وتربیت‌ را تحلیل‌ مفاهیم‌ و نهادهای‌ تعلیمی‌ و تربیتی‌ می‌دانیم‌ - یعنی‌ ارائه‌ بحثهایی‌ که‌ به‌ شفافیت‌ "نهادها" و "مفاهیم‌" اساسی‌ آموزشی‌ و پرورشی‌ بیانجامد (همان‌طورکه‌ فلاسفه‌ دیگر شاخه‌های‌ علوم‌ بشری‌ به‌ تحلیل‌ مفاهیم‌ کلیدی‌ رایج‌ درآن‌ علم‌ می‌پردازند). " دانشگاه‌" نهادی‌ است‌ که‌ نقش‌ مهمی‌ را در کل‌ نظام‌ آموزش‌ و پرورش‌ هرجامعه‌ ایفا می‌کند. لذا داشتن‌ تصور روشن‌ از مفاهیم‌ "دانشگاه‌" و "دانشگاه‌ اسلامی‌" از اهمیت‌ شایانی‌ برخوردار است‌، به‌ طوری‌ که‌ تحلیل‌ این‌ مفهوم‌ به‌ قصد کشف‌ ابهاماتی‌ که‌ ممکن‌ است‌ به‌ همراه‌ داشته‌ باشد و در صورت‌ لزوم‌ سعی‌ در رفع‌ آن‌ ابهامات‌ از فعالیتهای‌ اساسی‌ فلاسفه‌ تعلیم‌ و تربیت‌ به‌ حساب‌ می‌آید. براساس‌ آنچه‌ گذشت‌، دراین‌ نوشتار " متناقض‌نمایی[1]‌" مفهوم‌ "دانشگاه‌ اسلامی‌" قابل‌ برداشت‌ نیست‌؟ پسوند "اسلامی‌" برای‌ کدام‌ بخش‌ از "دانش‌ گاه‌" است‌ ؟ این‌ مقاله‌ براین‌ فرض‌ نوشته‌ شده‌ که‌ پسوند اسلامی‌ برای‌ بخش‌ اول‌ یعنی‌ "دانش‌" است‌، و سپس‌ این‌ مسئله‌ بررسی‌ شده‌ است‌ که‌ باتوجه‌ به‌ مفهوم‌ رایج‌ "علم‌" (که‌ از جمله‌ خصوصیات‌ آن‌ استقلالش‌ از ارزشهاست‌) چگونه‌ می‌توان‌ پسوند اسلامی‌ و به‌ طورکلی‌ هرنوع‌ صفت‌ ارزشی‌ برای‌ آن‌ در نظر گرفت‌. آیا جانشینی‌ برای‌ تصور رایج‌ از علم‌ می‌توان‌ ارائه‌ داد که‌ براساس‌ آن‌ دانش‌، دانشمند و فرآیند تحقیق‌ از عناصر ارزشی‌ تهی‌ و بی‌بهره‌ نباشند؟ دراین‌ مقاله‌ تلاش‌ شده‌ است‌ که‌ تا حدودی‌ نشان‌ داده‌ شود که‌ به‌ اعتبارهای‌ خاصی‌ می‌توان‌ علم‌ و تحقیق‌ علمی‌ را پذیرای‌ صفت‌ اسلامی‌ و یا دینی‌ دانست‌. در آن‌ صورت‌ "دانشگاه‌ اسلامی‌" مفهومی‌ متناقض‌ نخواهد بود.



[1] - paradox

رابطه‌ برخی‌ عوامل‌ جمعیت‌ شناختی‌ با خشونت‌ مردان‌ نسبت‌ به‌ همسران‌ خود در شهرستان‌ اهواز

صفحه 39-63

https://doi.org/10.22055/psy.1997.16390

منیجه شینی ییلاق

چکیده این‌ مقاله‌ در پی‌ یافتن‌ رابطه بین‌ برخی‌ عوامل‌ جمعیت‌ شناختی‌ و ابراز خشونت‌ مردها نسبت‌ به‌ همسران‌ خود می‌باشد و با استفاده‌ از جدیدترین‌ یافته‌ ها عوامل‌ مؤثر در بروز این‌ مشکل‌ اجتماعی‌ را مورد بررسی‌ قرار می‌دهد. در این‌ پژوهش‌ فرضیه‌ هایی‌ در زمینه ارتباط‌ عوامل‌ مختلف‌ (مانند سن‌، تحصیلات‌، درآمد ماهیانه‌، شغل‌ زن‌ و مرد، تعداد فرزندان‌، مدت‌ زمان‌ ازدواج‌ و رضایت‌ زن‌ از زندگی‌ زناشویی‌) با انواع‌ خشونت‌ (کلی‌، روان‌ شناختی‌، جسمی‌ و شدید) مردها نسبت‌ به‌ همسران‌ خود به‌ محک‌ آزمایش‌ گذاشته‌ شد. گروه‌ نمونه‌ شامل‌ 153 زن‌ بود که‌ به‌ صورت‌ تصادفی‌ از مناطق‌ مختلف‌ شهرستان‌ اهواز انتخاب‌ شده‌ بودند. ابزارهای‌ مورد استفاده‌، مقیاس‌ سوء رفتار با زن‌ و پرسشنامه‌ مشخصات‌ فردی‌ و خانوادگی‌ بوده‌اند. یافته‌های‌ به‌ دست‌ آمده‌ نشان‌ داد که‌ از بین‌ متغیرهای‌ مورد مطالعه‌، رضایت‌ زن‌ از زندگی‌ زناشویی‌ بیشترین‌ همبستگی‌ منفی‌ معنی‌ دار را با هر چهار نوع‌ خشونت‌ دارد و تحصیلات‌ مرد و زن‌ نیز با خشونت‌ کلی‌ رابطه منفی‌ معنی‌ دار نشان‌ داد. تحصیلات‌ مرد نیز با خشونت‌ روان‌ شناختی‌ رابطه منفی‌ معنی‌ داری‌ داشت‌. همین‌ طور رابطه‌ تحصیلات‌ مرد و زن‌ با خشونت‌ جسمی‌ منفی‌ بود ولی‌ تعداد فرزندان‌ و طول‌ مدت‌ ازدواج‌ با خشونت‌ جسمی‌ رابطه مثبت‌ و معنی‌ دار داشت‌. تحلیل‌ رابطه‌ همه‌ متغیرهای‌ یاد شده‌ با انواع‌ مختلف‌ خشونت‌ نشان‌ داد که‌ رضایت‌ زن‌ از زندگی‌ زناشویی‌ بهترین‌ پیش‌ بینی‌ کننده خشونت‌ مردها نسبت‌ به‌ همسران‌ خود است‌. در مجموع‌، نتایج‌ به‌ دست‌ آمده‌ حاکی‌ از آن‌ است‌ که‌ سه‌ متغیر رضایت‌ زن‌ از زندگی‌ زناشویی‌، تحصیلات‌ مرد و طول‌ مدت‌ ازدواج‌ پیش‌ بینی‌ کننده‌های‌ خوبی‌ برای‌ خشونت‌ جسمی‌ مرد نسبت‌ به‌ همسرش‌ می‌باشند.
 
  

بررسی‌ تأثیر تهدید به‌ تنبیه‌ شدید در مقایسه‌ با تهدید به‌ تنبیه‌ خفیف‌ در ایجاد نگرش‌ منفی‌ نسبت‌ به‌ تقلب‌ و اقدام‌ به‌ آن‌ در دانش‌آموزان‌ پسر سال‌ سوم‌ راهنمایی‌ شهرستان‌ اهواز

صفحه 64-81

https://doi.org/10.22055/psy.1997.16391

عبدالزهرا نعامی، حسین شکرکن

چکیده تحقیق‌ حاضر تأثیر تهدید به‌ تنبیه‌ خفیف‌ را در مقایسه‌ با تهدید به‌ تنبیه‌ شدید در ایجاد نگرش‌ منفی‌ نسبت‌ به‌ تقلب‌ و اقدام‌ به‌ آن‌ در درس‌ ریاضی‌ یک‌ نمونه‌ 288 نفری‌ از دانش‌آموزان‌ پسر سال‌ سوم‌ راهنمایی‌ باوضعیتهای‌ اجتماعی‌ - اقتصادی‌ مرفه‌، نیمه‌مرفه‌ و غیرمرفه‌ در شهر اهواز مورد بررسی‌ قرار داده‌ است‌. نتایج‌ گویای‌ آنند که‌ تهدید به‌ تنبیه‌ خفیف‌ در ایجاد نگرش‌ منفی‌ نسبت‌ به‌ تقلب‌ مؤثرتر از تهدید به‌ تنبیه‌ شدید است‌. این‌ نتیجه‌گیری‌ صرف‌ نظر از اینکه‌ سنجش‌ تغییر نگرش‌ بلافاصله‌ پس‌ از اعمال‌ تهدید انجام‌ گرفته‌ باشد و یا 9 روز بعد از آن‌ صحت‌ دارد. همچنین‌ تهدید به‌ تنبیه‌ خفیف‌ در کاهش‌ اقدام‌ به‌ تقلب‌ مؤثرتر از تهدید به‌ تنبیه‌ شدید است‌. افزون‌ بر آن‌، دانش‌آموزان‌ واجد وضعیت‌ اجتماعی‌ - اقتصادی‌ مرفه‌ در مقایسه‌ با گروه‌ غیرمرفه‌ نگرش‌ منفی‌تری‌ نسبت‌ به‌ تقلب‌ ابراز داشتند.

مقایسه عملکرد دانش آموز دختر و پسر 6 تا8 سال دبستانهای‌ بوشهر در آزمون‌ بندرگشتالت‌

صفحه 82-104

https://doi.org/10.22055/psy.1997.16392

غلام رضا رجبی

چکیده    هدف‌ پژوهش‌ حاضر مقایسه‌ عملکرد دانش‌آموزان‌ دختر و پسر 6 تا 8 ساله‌ دبستانهای‌ بوشهر در آزمون‌ بندرگشتالت‌ به‌ عنوان‌ یک‌ آزمون‌ رسشی‌ و رشدی‌ بوده‌ است‌. در این‌ مطالعه‌ 589 آزمودنی‌ (398 پسر و 191 دختر) در سنین‌ 6،7 و 8 پایه‌های‌ اول‌، دوم‌ و سوم‌ دبستانهای‌ پسرانه‌ و دخترانه‌ بوشهر به‌ صورت‌ تصادفی‌ برگزیده‌ شدند. اجرا و نمره‌گذاری‌ این‌ آزمون‌ بر طبق‌ نظام‌ نمره‌گذاری‌ کوپیتز(1963،1975) انجام‌ گرفت‌. نتایج‌ به‌ دست‌ آمده‌ از تحلیل‌ واریانس‌ عاملی[1]‌،” فرضیه‌ اول‌ و دوم‌ تحقیق‌ را مبنی‌ بر تفاوت‌ سطح‌ عملکرد کودکان‌ گروههای‌ 6، 7 و 8 ساله‌ و تفاوت‌ سطح‌ عملکرد بین‌ دختران‌ و پسران‌ در آزمون‌ بندرگشتالت‌ تأیید می‌ کند. همچنین‌ تحلیل‌ واریانس‌ اندازه‌های‌ مکرر وجود تفاوت‌ در سطح‌ عملکرد خطاهای‌ چهارگانه‌ تحریف‌، چرخش‌، یکپارچگی‌ و تکرار غیرارادی‌ آزمودنیها را نشان‌ می‌دهد. این‌ یافته‌ها فرضیه‌ سوم‌ و فرضیه‌های‌ فرعی‌ آن‌ رابجز برای‌ فرضیه‌ فرعی‌ دوم‌ (خطای‌ چرخش‌) تأیید می‌کند. فرضیه‌ چهارم‌ تحقیق‌ با استفاده‌ از روش‌ آماری‌ ضریب‌ همبستگی‌ گشتاوری‌ پیرسون‌ آزمایش‌ و تأیید شد، که‌ در نتیجه‌ بین‌ وضعیت‌ اجتماعی‌ - اقتصادی‌ و آزمون‌ بندرگشتالت‌ در سطح‌ آماری‌ 0/01= Pرابطه‌ معنی‌داری‌ دیده‌ شد. بالاخره‌، نتایج‌ به‌ دست‌ آمده‌ از مطالعات‌ رشدی‌ بیانگر این‌ است‌ که‌ کودکان‌ گروه‌ سنی‌ 6 سال‌ تا 6 سال‌ 11 ماه‌ از لحاظ‌ سطح‌ عملکرد رشدی‌ از هنجار رشدی‌ کوپیتز تا حدودی‌ بالاتر هستند، لیکن‌ در گروههای‌ سنی‌ 7 سال‌ تا 7 سال‌ 11 ماه‌ و 8 سال‌ تا 8 سال‌ 11 ماه‌ هیچ‌گونه‌ تفاوتی‌ بین‌ این‌ مطالعه‌ با مطالعه‌ هنجاری‌ کوپیتز دیده‌ نشد.  

بررسی‌ رابطه‌ نگرشهای‌ فرزندپروری‌ والدین‌ و جایگاه‌ مهار در دانش‌آموزان‌ مقطع‌ راهنمایی‌ شهرستان‌ دزفول‌

صفحه 105-126

https://doi.org/10.22055/psy.1997.16393

مسعود برومند نسب، حسین شکر کن، بهمن نجاریان

چکیده جایگاه‌ مهار به‌ عنوان‌ خصیصه‌ای‌ شخصیتی‌ به‌ این‌ امراشاره‌ دارد که‌ هر فرد مجموعه‌ای‌ از باورها و انتظارات‌ دارد، مبنی‌ براینکه‌ افراد یا عواملی‌ هستند که‌ پاداشها و تنبیه‌هارا در زندگی‌ وی‌ در اختیار دارند . در این‌ خصوص‌، برخی‌ افراد جهت‌ گیری‌ درونی‌ دارند، و معتقدند که‌ تبحر، سخت‌ کوشی‌، احتیاط‌ و رفتار مسئولیت‌ پذیر به‌ پیامدهای‌ مثبت‌ خواهد انجامید. این‌ دسته‌ افراد جایگاه‌ مهار درونی‌ دارند و به‌ آنها درون‌نگر اطلاق‌ می‌شود. از طرف‌ دیگر، برخی‌ افراد جهت‌گیری‌ بیرونی‌ پیدا می‌کنند و اعتقاد دارند که‌ رویدادها از طریق‌ شانس‌، قدرت‌ دیگران‌ و عوامل‌ ناشناخته‌ و غیر قابل‌ مهار تعیین‌ می‌شوند. چنین‌ افرادی‌ جایگاه‌ مهاربیرونی‌ دارند و به‌ آنها برون‌نگر گفته‌ می‌شود. در چارچوب‌ شناسایی‌ و مطالعه‌ عوامل‌ مؤثر بر شکل‌گیری‌ جایگاه‌ مهار، هدف‌ اصلی‌ این‌ پژوهش‌ بررسی‌ رابطه‌ بین‌ نگرشهای‌ فرزندپروری‌ والدین‌ و جایگاه‌ مهار فرزندانشان‌ می‌باشد. سه‌ نوع‌ نگرش‌ فرزندپروری‌ مورد بررسی‌ در این‌ پژوهش‌ عبارتند از نگرش‌ سلطه‌گری‌، نگرش‌ وابستگی‌ شدید و نگرش‌ بی‌اعتنایی‌ نمونه‌ این‌ تحقیق‌ شامل‌ 217 نفر دانش‌آموز دختر و پسر پایه‌ سوم‌ مقطع‌ راهنمایی‌ شهر دزفول‌ بود، که‌ با روش‌ نمونه‌گیری‌ تصادفی‌ چند مرحله‌ای‌ انتخاب‌ شدند. این‌ تحقیق‌ شامل‌ چهار فرضیه‌ اصلی‌ و چندین‌ فرضیه‌ فرعی‌ در خصوص‌ رابطه‌ منفی‌ نگرشهای‌ فرزندپروری‌ سلطه‌گری‌، وابستگی‌ شدید و بی‌اعتنایی‌ با جایگاه‌ مهار دانش‌آموزان‌ بود. نتایج‌ تحلیل‌ آماری‌ داده‌ها نشان‌ می‌دهند که‌ تقریباً همه‌ فرضیه‌های‌ اصلی‌ و فرعی‌ این‌ تحقیق‌ تأیید می‌شوند. بر اساس‌ یافته‌های‌ این‌ تحقیق‌،پژوهشگران‌ پیشنهادهایی‌ در خصوص‌ شکل‌گیری‌ و اصلاح‌ جایگاه‌ مهار دانش‌آموزان‌ به‌ والدین‌ و آموزگاران‌ ارائه‌ می‌دهند.  

چگونه‌ استناد کنیم‌؟

صفحه 127-141

https://doi.org/10.22055/psy.1997.16394

عبد الحسین فرج پهلو( مترجم )

چکیده هرچند در دستنامه انجمن‌ زبانهای‌ مدرن‌ و دستنامه‌های‌ سایر سبکها توضیحات‌ دقیق‌ بسیاری‌ در مورد "چگونگی‌"استناد کردن‌ وجود دارد، اما دستورالعمل‌ روشنی‌ برای‌ اینکه‌"چه‌ موقع‌" به‌ متنی‌ استناد کنیم‌ دیده‌ نمی‌شود. اکثر نشریات‌ دستورالعملهای‌ لازم‌ را برای‌ مؤلفین‌ تهیه‌ کرده‌اند،اما در مورد زمان‌ استناد کردن‌ توضیحی‌ نداده‌اند. علی‌رغم‌ مطالعات‌ بی‌شماری‌ که‌ در مورد رفتارهای‌ استنادی‌ به‌ عمل‌ آمده‌ است‌، و به‌ رغم‌ اینکه‌ ویراستاران‌ و سردبیران‌ مجلاّت‌ به‌ طور گسترده‌ برلزوم‌ ابراز دَین‌ فکری‌ صحه‌ گذاشته‌اند، لازم‌ است‌ نکاتی‌ در مورد زمان‌ مناسب‌ برای‌ دادن‌ ارجاعات‌ رسمی‌ و قدردانی‌ از نویسندگان‌ دیگر، به‌ نویسندگان‌ و داوران‌ یادآور شود. چون‌ استناد امری‌ است‌ ذهنی‌ و فرهنگی‌، می‌توان‌ گفت‌ که‌ هیچ‌ دستورالعمل‌ قاطعی‌ مبنی‌ بر زمان‌ استناد وجود ندارد. از این‌ رو، دور از انتظار است‌ که‌ آمایش‌ متون‌ اساساً بتواند آنچه‌ را که‌ لازمه ربط[1]‌ ، گزینشی‌بودن[2] ‌و جامعیت[3]‌ است‌، برآورده‌ سازد. آنچه‌ که‌ در یک‌ زمینه‌ بدیهی‌ است‌، در زمینه دیگر ممکن‌ است‌ تازگی‌ داشته‌ و یا مطلب‌ منحصر به‌ فردی‌ باشد. آزمون‌ سه‌ ساله‌ای‌ که‌ دانشجویان‌ کارشناسی‌ ارشد به‌ بالا نیز در آن‌ شرکت‌ داشته‌اند، نشان‌ داد که‌ در مورد لزوم‌ استناد به‌ لغات‌ و اصطلاحات‌، ایده‌ ها، روشها، و غیره‌ برداشتهای‌ متفاوتی‌ وجود دارد. در این‌ مقاله‌ برای‌ ویراستاران‌ و سردبیران‌ نشریات‌ دستورالعمل‌ موقتی‌ پیشنهاد شده‌ است‌ که‌ باید در عمل‌ با زمینه‌ های‌ مختلف‌ وفق‌ داده‌ شود.