رهبری اخلاقی و بهزیستی کارکنان با تعدیل گری ویژگیهای فردی و میانجیگری پنهان سازی دانش
صفحه 1-32
https://doi.org/10.22055/psy.2024.44540.3101
زهره شرعی، هاشم ابوالحسینی
چکیده بهزیستی کارکنان مستلزم درک چالشهای وجودی زندگی است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر رهبری اخلاقی بر بهزیستی کارکنان، تعدیل کنندگی ویژگیهای فردی (انگیزههای خود افزایی و درگیری شغلی) و میانجیگری پنهانسازی دانش انجام شدهاست. این پژوهش کاربردی و توصیفی– پیمایشی بوده است. جامعه آماری پژوهش، کارکنان شهرداری شیراز (100 نفر) در سال 1401 بود که از روش سرشماری استفاده شد. در این پژوهش برای جمع آوری دادهها از پرسشنامه Agarwal et al. 2022) و جهت تجزیه و تحلیل دادهها از روش مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزار SPSS و PLS3 استفاده شدهاست. نتایج نشان دادند که کلیه سازههای پژوهش دارای روایی و پایایی لازم بوده و مدل از برازش مناسبی برخوردار بوده است و همچنین نتایج نشان دادند که رهبری اخلاقی، پنهانسازی دانش را کاهش میدهد و علاوه بر تأثیر مستقیم، بهطور غیرمستقیم هم، بهزیستی کارکنان را تقویت میکند. نقش تعدیل گری ویژگیهای فردی (خودافزایی و درگیری شغلی) در این پژوهش تایید نشد. مهم است که سازمانها رفتارهای جامعه پسند را ترویج کنند و رفتارهای انحرافی مانند پنهانسازی دانش را کاهش دهند و همچنین کارکنان را نسبت به پیامدهای رفتارهای پنهانسازی دانش بر وضعیت روانی و بهزیستی خودشان حساس کنند.
اثربخشی تدریس مبتنی بر رویکرد مغز - محور بر انگیزه یادگیری دانش آموزان دختر متوسطه دوم در درس فیزیک
صفحه 33-66
https://doi.org/10.22055/psy.2023.43730.3031
نسرین طاهری اصغری، شهرام واحدی، داود طهماسب زاده شیخلار، ;کیومرث تقی پور، حسن صبوری مقدم
چکیده هدف از این مطالعه سنجش اثربخشی رویکرد تدریس مغز محور بر انگیزه یادگیری به موضوع فیزیک در بین دانشآموزان دوره دوم متوسطه است. آموزش مبتنی بر مغز روشی است که بر یافتههای عصبشناختی در مورد چگونگی یادگیری مغز و پتانسیل آن در به حداکثر رساندن تواناییهای یادگیری انسان متمرکز است.در این پژوهش نیمهآزمایشی از طرح پیشآزمون - پسآزمون با گروه کنترل استفاده شده است. جامعه آماری، شامل دانشآموزان دختر پایه دوازدهم دوره دوم متوسطه شهر تاکستان بوده که ۵۰ نفر بهصورت نمونه در دسترس از بین آنها انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل بسته آموزشی مغز محور و پرسشنامه انگیزش یادگیری نسبت به فیزیک، نوشتههای روزانه و مصاحبههای ساختاریافته از دانشآموزان بود. پس از برگزاری پیشآزمون، گروه آزمایش به مدت هشت هفته به کمک روش مغز محور موضوع دینامیک (قوانین نیوتن) را آموزش دیدند، و پس از پایان مداخله پسآزمون برگزار شد. از تحلیل کوواریانس برای تحلیل دادهها استفاده شد. یافتهها نشان داد دانشآموزان گروه آزمایش، انگیزه یادگیری بیشتری نسبت به گروه کنترل دارند و در ابعاد مختلفهای انگیزش درونی، هدف و خودکارآمدی برتری معنیداری مشاهده شد. همچنین سه الگوی انگیزشی پس از مداخله شناسایی شد. الگوی اول انگیزش موازی دانشآموزان نسبت به قبل از اجرای طرح آزمایشی، الگوی دوم مثبت شدن انگیزه دانشآموزان پس از مداخله آزمایشی و الگوی سوم منفی شدن انگیزه دانشآموزان پس از مداخله آزمایشی. بر اساس یافتههای پژوهش حاضر میتوان نتیجه گرفت آموزش مغز محور میتواند بهعنوان مداخلهای مؤثر برای افزایش انگیزه در درس فیزیک مقطع متوسطه دوم مورداستفاده معلمان و مشاوران قرار گیرد.
مقایسه سرکوبگری عاطفی، رفتار جامعهپسند و ادراکشایستگی در نوجوانان با و بدون تجربه آزاردیدگی در کودکی.
صفحه 67-90
https://doi.org/10.22055/psy.2023.44038.3059
آرزو اصغری، هانیه میان آبادی
چکیده هدف از انجام این پژوهش مقایسه سرکوبگری عاطفی، رفتار جامعهپسند و ادراکشایستگی در نوجوانان با و بدون تجربه آزاردیدگی در کودکی بود. این پژوهش توصیفی از نوع علی_مقایسهای بود. جامعه مورد مطالعه کلیه دانشآموزان دختر مقطع اول و دوم متوسطه شهر گرگان در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. از جامعه پژوهش تعداد 100 دانشآموز (50 دانشآموز با تجربه آزاردیدگی در کودکی و 50 دانشآموز بدون تجربه آزاردیدگی در کودکی) به صورت خوشهای چند مرحلهای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامههای کودک آزاری، سازگاری (WAI)، رفتار جامعهپسند (PSB) و ادراکشایستگی هارتر (PCS) بود. دادههای به دست آمده با آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره و استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 26 تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که مؤلفههای سرکوبگری عاطفی، رفتار جامعهپسند و ادراکشایستگی در نوجوانان با و بدون تجربه آزاردیدگی تفاوت معنادار دارند (05/0>p). بر این اساس میتوان نتیجه گرفت که نوجوانان با تجربه آزاردیدگی به دلیل اینکه دنیای بیرون ناامن تصور کرده و دیدگاه منفی نسبت به خود و دیگران و محیط دارند، در مؤلفههای سرکوبگری عاطفی نمرات بیشتر و در متغیرهای رفتار جامعهپسند و ادراک شایستگی نمرههای کمتری را کسب نمودند.
اثربخشی آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی در طول پاندمی کروناویروس بر سرسختی تحصیلی دانشآموزان دختر
صفحه 91-114
https://doi.org/10.22055/psy.2024.45508.3169
پوران احمدی شولی، حسین افلاکی فرد، احسان کشتورز کندازی، صفورا خاتمه مربوئیه
چکیده هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی بر سرسختی تحصیلی دانشآموزان دختر در طول پاندمی کروناویروس بود. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون و گروه کنترل بود. جامعهی آماری پژوهش شامل تمامی دانشآموزان دختر متوسطهی دوم سال یازدهم شهر مرودشت در سال 1400-1399 بود. از این جامعه، نمونهای به حجم 30 نفر (15 نفر برای هر گروه) به روش نمونهگیری در دسترس و با در نظر گرفتن ملاکهای ورود به مطالعه انتخاب و به تصادف در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. شرکتکنندگان دو گروه در مراحل پیشآزمون و پسآزمون پرسشنامه سرسختی تحصیلی (RAHS) را تکمیل کردند و در این میان گروه آزمایش طی 8 جلسهی 120 دقیقهای تحت آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس در نرمافزار SPSS (ویرایش 25) انجام گرفت. تحلیل دادهها نشان داد که آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی منجر به افزایش میانگین نمرات شرکتکنندگان گروه آزمایش در سرسختی تحصیلی و مؤلفههای آن شامل تعهد شخصی، چالشپذیری و کنترل عواطف نسبت به گروه کنترل شده است (01/0p<). با توجه به یافتهها، آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی مداخلهی موثری برای بهبود سرسختی تحصیلی دانشآموزان است.
اثربخشی طرحواره درمانی بر بیثباتی هیجانی و رفتارهای خودآسیب رسان افراد دارای ملاکهای اختلال شخصیت مرزی مبتلا به سوء مصرف مواد مخدر
صفحه 115-138
https://doi.org/10.22055/psy.2024.44169.3071
حسین دهقان، سعید نجارپور استادی، مینا مجتبایی
چکیده هدف پژوهش، مطالعه اثربخشی طرحواره درمانی بر بیثباتی هیجانی و رفتارهای خودآسیبرسان افراد دارای ملاکهای اختلال شخصیت مرزی مبتلا به سوءمصرف مواد میباشد. پژوهش یک مطالعهی نیمهآزمایشی با شیوه پیش آزمون -پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعهی آماری معتادان مقیم در سه کمپ ترک اعتیاد شهرهای تبریز و اهر بود. ابتداء پرسشنامه چندمحوری میلون اجراء و 30 نفر که بالاترین نمره اختلال شخصیت مرزی را داشتند، بهعنوان نمونه پژوهش انتخاب و بهصورت تصادفی به گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. ابزار گردآوردی دادهها پرسشنامهی چند محوری میلون Millon، پرسشنامه آسیب بهخود Sanson et al. و پرسشنامه دشواری تنظیم هیجان Mlacic and Goldberg بود. گروه آزمایش در 12 جلسه 90 دقیقهای هر هفته دو جلسه طرحواره درمانی را دریافت کردند. یافتهها نشان داد که مداخلهی درمانی در کاهش رفتارهای خود آسیبرسان و بیثباتی هیجانی مؤثر واقع شد و طرحواره درمانی در بهبود رفتار خودآسیبرسان و بیثباتی هیجانی اثربخشی دارد. تأثیرگذاری طرحواره درمانی به علت تمرکز این درمان بر عملکرد شناختی شخص با تأکید بر هیجانات مبتنی بر طرحوارههای ناسازگار است و چون در افراد معتاد، مشکلات عمدتاً بینفردی هستند، توانسته اثربخش باشد.
مقایسه اثربخشی فعالسازی رفتاری و طرحواره درمانی بر کاهش اجتناب تجربهای دانشجویان دارای اهمالکاری تحصیلی
صفحه 139-160
https://doi.org/10.22055/psy.2023.42939.2952
ایمان فرج اله چعبی، مهناز مهرابی زاده هنرمند، ناصر امینی
چکیده هدف این پژوهش بررسی و مقایسه اثربخشی درمان فعالسازی رفتاری و طرحواره درمانی بر کاهش اجتناب تجربهای دانشجویان دارای اهمالکاری تحصیلی بود. طرح پژوهش آزمایشی از نوع پیشآزمون-پسآزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل دانشجویان نیمسال اول سال تحصیلی 1401-1400 دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز بودند. نمونه اول پژوهش شامل 152 نفر دانشجو بود که از میان هفت دانشکده و با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. سپس افراد انتخابشده به پرسشنامه اهمالکاری تحصیلی سولومون و راث بلوم پاسخ دادند و افرادی که نمره آنها یک نمره بالاتر از انحراف معیار بود، جدا شدند. سپس از میان آنها 60 نفر به صورت تصادفی انتخاب و در سه گروه 20 نفری (دو گروه آزمایش و یک گروه گواه) قرار گرفتند. گروههای آزمایشی درمان فعالسازی رفتاری و طرحواره درمانی را دریافت کردند، در حالی که روی گروه گواه هیچگونه مداخلهای دریافت نکرد. در این پژوهش از مقیاس اهمالکاری تحصیلی سولومون و راث بلوم و پرسشنامه اجتناب تجربهای چندبعدی گامز، جهت جمعآوری دادهها استفاده شد. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس تکمتغیری و در نرمافزار SPSS-25 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که هر دو درمان فعالسازی رفتاری و طرحواره درمانی بر کاهش اجتناب تجربهای دانشجویان دارای اهمالکاری تحصیلی اثرگذار است (0001/0p<؛ 29/71F=)؛ با این حال، اثربخشی طرحواره درمانی بیشتر از درمان فعالسازی رفتاری بود (002/0P<). بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش میتوان از طرحواره درمانی و نیز درمان فعالسازی رفتاری برای کاهش اجتناب تجربهای دانشجویان دارای اهمالکاری تحصیلی استفاده کرد
مدلیابی ایدهپردازی خودکشی در زنان بر اساس استرس ادراک شده و خودخاموشی با نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان
صفحه 161-186
https://doi.org/10.22055/psy.2023.43460.3002
آمنه دشتی، یداله زرگر
چکیده چکیده
با ایدهپردازی خودکشی ریسک سطوح رفتار خودکشیگرا افزایش مییابد. از اینرو بررسی این پدیده پیچیده و چند عاملی، در نمونههای غیربالینی و بویژه زنان ضروری است. هدف پژوهش حاضر، تدوین مدل ساختاری ایدهپردازی خودکشی بر اساس مولفههای استرس ادراک شده و خودخاموشی با در نظر گرفتن نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان در زنان بوده است. بر این اساس با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی چند مرحلهای، 350 دانشجوی زن دانشگاه شهید چمران اهواز به عنوان نمونه انتخاب شدند. شرکتکنندگان با آگاهی و رضایت کامل مقیاس ایدهپردازی خودکشی بک Beck & Steer, 1991))، پرسشنامه استرس ادراک شده (Cohen, Kamarck, & Mermelstein, 1983) ، مقیاس خودخاموشی (Jack & Dill, 1992) و مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (Gratz, & Roemer, 2004) را تکمیل نمودند. جهت ارزیابی روابط مفروض و تجزیه و تحلیل دادههای جمعآوری شده، از روش مدلیابی معادلات ساختاری استفاده شد. مطابق با نتایج پژوهش، تمامی مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم تعبیه شده در مدل، معنادار بوده و از برازش قابل قبولی برخوردار بودند (001/0>p). این نتایج به این معناست که؛ متغیرهای استرس ادراک شده، خودخاموشی و دشواری در تنظیم هیجان قدرت پیشبینیکنندگی بالایی برای ایدهپردازی خودکشی در زنان دارند. به علاوه یافتهها حاکی از آن است که متغیرهای پیشبین همگی در مجموع 23 درصد واریانس ایدهپردازی خودکشی را پیشبینی میکند.
رابطه رشد اخلاقی و خردمندی با میانجیگری هوش اخلاقی و هوش هیجانی در دانشجویان
صفحه 187-210
https://doi.org/10.22055/psy.2024.45059.3142
زینب رحیمی، فریبرز درتاج
چکیده تحقیق حاضر با هدف بررسی نقش واسطهای هوش اخلاقی و هوش هیجانی در رابطه با رشد اخلاقی و خردمندی دانشجویان انجام شده است. روش تحقیق، توصیفی- همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی در سال تحصیلی 99-1398 با حجم 15،000 نفر بود. اندازه نمونه 240 نفر از طریق روش تصادفی خوشهای چند مرحلهای انتخاب شد. ابزارهای اندازهگیری شامل مقیاس میکرو وبستر (WS)، هوش هیجانی (EIQ)، هوش اخلاقی (MIQ) و مبانی اخلاقی (MFQ) بودند. یافتهها با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری و با استفاده از نرمافزار AMOS.v22 و SPSS.v23 تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که رشد اخلاقی (P=0.001)، هوش اخلاقی (P=0.001) و هوش هیجانی (P=0.019) با خردمندی رابطه مستقیم و معنیداری دارند. همچنین، رابطه غیرمستقیم بین رشد اخلاقی و خردمندی از طریق واسطه هوش اخلاقی معنیدار بود (P=0.01). بنابراین، مدل تحقیق، مناسب بوده و هوش اخلاقی نقش واسطهای در رابطه بین رشد اخلاقی و خردمندی دارد. این تحقیق بینشهای ارزشمندی در مورد پویایی پیچیده بین رشد اخلاقی، هوش هیجانی واخلاقی و خرد ارائه میدهد. مدل ارائه شده در این تحقیق بر اهمیت سازههای مطرح شده در محیطهای آموزشی برای پرورش خردمندی بین دانشجویان تأکید میکند.
رابطهی بین الگوهای ارتباطی خانواده با تابآوری روانشناختی با واسطهگری طرحوارههای ناسازگار اولیه و نقشهای جنسیتی
صفحه 211-232
https://doi.org/10.22055/psy.2024.45071.3144
سیما مولایی، مریم کورورش نیا، مریم زرنقاش
چکیده هدف از پژوهش کنونی تبیین علّی تابآوری روانشناختی براساس الگوهای ارتباطی خانواده؛ با واسطهگری طرحوارههای ناسازگار و نقشهای جنسیتی بود. روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی در قالب یک مدلسازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر متشکل از دانشجویان دانشگاههای شیراز و شهید باهنر کرمان بود که از بین آنان 400 نفر دانشجو انتخاب شدند که به دلیل حذف موارد پرت 388 نفر مورد بررسی قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش حاضر عبارت بود از مقیاس الگوی ارتباطات خانواده Ritchie and Fitzpatrick، مقیاس طرحوارههای ناسازگار Young، مقیاس نقشهای جنسیتی Bem، مقیاس تابآوری Friborg et al.. برای تحلیل دادهها از شاخصهای آمار توصیفی (میانگین، انحرافمعیار و همبستگی) در نرمافزار SPSS-24 مدلسازی معادلات ساختاری در نرم افزار AMOS-23 استفاده گردید. نتایج تحلیل مدل اولیه براساس شاخصهای برازش نشان داد مدل اصلاح شده برازش مطلوبی با دادهها داشت. همچنین، مشخص شد که طرحوارههای ناسازگار به عنوان واسطهی اول و نقش جنسیتی زنانه به عنوان واسطه دوم بین رابطهی همنوایی و تابآوری نقش واسطهگری ایفاء میکند (007/0=β، 22/0-P= ). بر این اساس میتوان نتیجه گرفت که اگر در خانواده روابط مؤثری را بتوان ایجاد کرد میتوان طرحوارههای سازگار و نقشهای جنسیتی را به خوبی در افراد ایجاد کرد و در نهایت آنان را برای کنار آمدن با مشکلات و تابآوری آماده کرد.
اثربخشی روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت بر روابط موضوعی، خشم و احساس گناه در زنان با اختلال افسردگی اساسی
صفحه 233-260
https://doi.org/10.22055/psy.2024.44694.3112
ابوالفضل سرلکی، مونا فرخ زاد، فاطمه خان زاده، مهسا یونسی سینکی، سیده زهرا رضوی مهدییان، مجتبی طیارپروین
چکیده هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت بر روابط موضوعی، خشم و احساس گناه در زنان با اختلال افسردگی اساسی بود.پژوهش حاضر از نظر هدف در گروه پژوهشهای کاربردی و از لحاظ روش شناسی، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون–پس آزمون–پیگیری 3 ماهه و همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان با اختلال افسردگی اساسی مراجعه کننده به مراکز خدمات روانشناختی شهر اصفهان در بهار سال 1402 بود. 32 زن مبتلا به اختلال افسردگی اساسی با نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (16 نفر) و گروه گواه (16 نفر) گمارده شدند. پروتکل روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده، تنها برای گروه آزمایش طی 8 جلسه 90 دقیقهای انجام شد و گروه گواه در لیست انتظار قرار گرفتند. آزمودنیها در 3 مرحله با پرسشنامههای روابط موضوعی Bell (BORI)، حالت-صفت بیان خشم (STAXI-2)، احساس گناه Kugler and Jones (KJGFQ) و نسخه دوم افسردگی Beck (BDI-II) ارزیابی شدند. تجزیه و تحلیل دادهها با آزمون تحلیل واریانس اندازهگیریهای مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی از طریق نرم افزار SPSS-28 انجام شد. نتایج این پژوهش نشان داد که مداخله روان پویشی فشرده کوتاه مدت بر بیگانگی، دلبستگی نا ایمن، نمره کل روابط موضوعی، بروز درونی خشم، کنترل درونی خشم، خصیصه گناه، نمره کل احساس گناه و نشانههای افسردگی اثربخش بود و تا 3 ماه بعد از مداخله، پایدار بود (05/0>p). بنابراین، این رویکرد درمانی با ایجاد فضای امن و روابط مبتنی بر همدلی و اعتماد و ترغیب فرد در جهت لمس احساسات اصیل خود در بهبود روابط موضوعی بیماران مبتلا به افسردگی مؤثر است. در رواندرمانی پویشی کوتاه مدت، درمانگر به بیمار کمک میکند، تا بتواند با احساس خشم نسبت به ابژه مورد علاقه خود روبرو شود و بتواند آن را دوباره احساس و درک کند و دریابد که خود او نیز آسیب دیده است و از طریق اعمال فشار در جهت حس کردن احساس گناه میتواند منجر به کاهش احساس گناه در بیمار و بهبود نشانههای افسردگی شود.
نقش تناسب ادراک شده بین معلم و محیط کاری در فرسودگی اجتماعی-بافتی معلمان زاهدان با واسطهگری راهبردهای کنشگرانه
صفحه 261-284
https://doi.org/10.22055/psy.2023.43462.3004
روح الله رهدار، مریم زارع، مهدی رحیمی
چکیده این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین تناسب ادراکشده معلم و محیط کار با فرسودگی اجتماعی-بافتی معلمان، با تأکید بر نقش واسطهای راهبردهای کنشگرانه (خودتنظیمی و همتنظیمی) در سال تحصیلی ۱۴۰1-۱۴۰0 انجام شد. جامعه آماری شامل ۳۸۶ معلم از ۳۶ مدرسه پسرانه و دخترانه دورههای ابتدایی تا متوسطه دوم شهر زاهدان بود که به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامههای استاندارد راهبردهای کنشگرانه، فرسودگی اجتماعی-بافتی و تناسب ادراکشده معلم و محیط کار بود. تحلیل دادهها با مدل معادلات ساختاری در نرمافزار Amos نشان داد که تناسب ادراکشده تأثیر مستقیم، منفی و معنیداری بر کاهش فرسودگی دارد. همچنین خودتنظیمی نقش واسطهای منفی و همتنظیمی نقش واسطهای مثبت و معنیدار ایفا میکند. این یافتهها حاکی از آن است که ادراک معلم از تناسب با جو سازمانی، میزان استفاده از راهبردهای کنشگرانه را تعیین کرده و تأثیر قابلتوجهی بر سطح فرسودگی شغلی معلمان دارد.
نقش میانجی حساسیت اضطرابی در رابطه بین تعلق به مدرسه با بهزیستی تحصیلی
صفحه 285-308
https://doi.org/10.22055/psy.2024.45605.3180
محمد دریکوند، مسلم دانش پایه، عاطفه مازوساز، سید جواد حسینی
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی حساسیت اضطرابی در رابطه بین تعلق به مدرسه با بهزیستی تحصیلی بود. طرح پژوهش همبستگی و ازنوع معادلات ساختاری بود. جامعه مورد مطالعه پژوهش را کلیه دانشآموزان دختر و پسر مقطع متوسطه شهران تهران در سال تحصیلی 1403-1402 تشکیل میدهند. نمونه پژوهش شامل 256 دانشآموز بود که با روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. افراد نمونه به پرسشنامههای، احساس تعلق به مدرسه (Brew et al.)، حساسیت اضطرابی (Floyd et al.) و بهزیستی تحصیلی (Tuominen–Soini et al.)، پاسخ دادند. تحلیل دادهها با روش الگویابی مدل معادلات ساختاری و با استفاده از نرمافزار Spss و Amos نسخه 26 انجام شد. نتایج نشان داد حساسیت اضطرابی بین تعلق به مدرسه و بهزیستی تحصیلی دارای نقش میانجی است و دارای رابطه منفی و معنیدار است (p<0.01). همچنین، بین احساس تعلق به مدرسه و بهزیستی تحصیلی رابطه مثبت و معنیدار است (p<0.01). بر پایه یافتههای پژوهش مشخص شد هر چه میزان تعلق به مدرسه بالاتر باشد، حساسیت اضطرابی کاهش، در نتیجه بهزیستی تحصیلی دانشآموزان افزایش مییابد.
طراحی و اعتباریابی مدل محیط یادگیری چندرسانهای سیار و تأثیر آن بر یادگیری و انتقال یادگیری مهارتهای اجتماعی دانشآموزان دارای اختلال طیف اوتیسم با عملکرد بالا
صفحه 309-336
https://doi.org/10.22055/psy.2024.45645.3186
امیر مثنوی، اسماعیل زارعی زوارکی، پرویز شریفی درآمدی، محمدرضا نیلی احمدآبادی، علی دلاور
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر محیط یادگیری چند رسانهای سیار بر یادگیری و انتقال یادگیری مهارتهای اجتماعی دانشآموزان دارای اختلال اوتیسم بود. جامعهی آماری پژوهش شامل کلیه دانشآموزان دارای اختلال اوتیسم شهر اهواز در سال تحصیلی 1400-1399 بوده که نمونه پژوهش 4 نفر از دانشآموز پسر اختلال اوتیسم بودند که با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این مطالعه شامل پرسشنامه غربالگری کودکان اوتیسم با عملکرد بالا (Kasechi et al.) و نیمرخ مهارت اجتماعی (Bellini & Hopf) بود. درنهایت برنامه محیط یادگیری چندرسانهای سیار طی 4 هفته و روزانه یک ساعت در اختیار آزمودنیها قرار داده شد. دادهها در سه مرحله خط پایه، یادگیری و انتقال جمعآوری شدند و به روش شاخص تغییر پایا، درصد بهبودی و ترسیم دیداری تحلیل شدند. یافتههای پژوهش نشان داد میانگین و سطح نمرههای یادگیری و انتقال یادگیری مهارتهای اجتماعی آزمودنیهای نخست، دوم و سوم، در مرحله یادگیری و انتقال نسبت به مرحله خط پایه افزایش داشته اما در آزمودنی چهارم، با موفقیت همراه نبود. براین اساس برنامه آموزشی مبتنی بر مدل محیط یادگیری چندرسانهای سیار، سبب بالابردن یادگیری و انتقال یادگیری مهارتهای اجتماعی یادگیرندگان دارای اختلال طیف اوتیسم میشود.
اثربخشی برنامه تربیت جنسی بر سلامت روان و رشد خودمراقبتی دانشآموزان دوره اول متوسطه.
صفحه 337-366
https://doi.org/10.22055/psy.2024.44824.3118
شهرزاد قرهباغی، مرجان کیان، مریم مقدسین
چکیده هدف پژوهش بررسی اثربخشی برنامه درسی تربیت جنسی بر سلامت روان و رشد خودمراقبتی دانشآموزان دوره اول متوسطه بود. رویکرد پژوهشی کمی از نوع نیمهآزمایشی در نظر گرفته شد. جامعه آماری دانشآموزان مدارس دولتی دوره اول متوسطه ناحیه یک شهر کرج بودند که به روش نمونهگیری دردسترس تعداد 30 دانشآموز دختر پایه هفتم به صورت دو گروه 15 نفره (آزمایش و کنترل) یک مدرسه دولتی انتخاب شدند. ابزار پژوهش سه پرسشنامه پرسشنامه سلامت روان Moghadasin، پرسشنامه خودمراقبتی Javdan و چکلیست محققساخته بود که به منظور بررسی اثربخشی یادگیری طرح مداخلهگر و در قالب پیشآزمون و پسآزمون با گروه آزمایش و گروه کنترل بکار رفت. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره استفاده شد. یافتهها نشان داد برنامه درسی تربیت جنسی بر برخی مؤلفههای سلامت روان در سطح 01/0 p<تأثیر معنیداری داشته و در ابعاد خودمراقبتی (جسمانی، اجتماعی و معنوی) برنامه تربیت جنسی بر رشد خودمراقبتی عاطفی، روانی و جسمانی 01/0 p<تأثیر معنیداری داشته است. همچنین تفاوت معنیدار نمرههای پسآزمون گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل نشانگر اثربخشی طرح مداخلهگر تربیت جنسی بود. با توجه به یافتهها به سیاستگذاران آموزش و پرورش توصیه میشود برنامه درسی تربیت جنسی با رویکرد اسلامی-بومی و بر اساس مبانی فلسفی، اجتماعی و فرهنگی ایران طراحی نموده و به صورت رسمی به عنوان یکی از مهارتهای ضروری آموزشی و فرهنگی در مدارس آموزش داده شود تا دانشآموزان در محیط اجتماع دچار آسیبهای ناخواسته و پنهان نشوند.
بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر اضطراب بدنی- اجتماعی، رفتارهای تکانشی و خودتنظیمی هیجانی افراد مبتلا به چاقی
صفحه 367-396
https://doi.org/10.22055/psy.2024.46090.3216
نورا شهمیری، جوانشیر اسدی، لیلا سادات عزیزی ضیابری، حسن عبداله زاده
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر اضطراب بدنی- اجتماعی، رفتارهای تکانشی و خودتنظیمی هیجانی افراد مبتلا به چاقی انجام گردید. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان ۲۰ تا ۳۰ سال مبتلا به چاقی ساکن شهر تهران در سال 1401 بود. روش پژوهش از نوع شبهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و پیگیری (یک ماهه) با گروه کنترل و گمارش تصادفی آزمودنیها است که در آن دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل در سه مرحله پیشآزمون- پسآزمون و پیگیری یک ماهه با یکدیگر مورد مقایسه قرار گرفتند. جهت سنجش متغیرهای پژوهش از مقیاس اضطراب بدنی- اجتماعی (SPA) Hart et al.، پرسشنامه تکانشگری (BIS-11) Barratt et al. و مقیاس خودتنظیمی ﻫﯿﺠﺎنی Hofmann and Kashdan استفاده شد. نخست، تعداد 30 نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی در گروههای آزمایش و کنترل (هر کدام 15 نفر) قرار گرفتند. سپس، گروه آزمایش درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را طی 8 جلسه درمانی، هفتهای یک جلسه 90 دقیقهای دریافت کرد. هر دو گروه در سه مرحله زمانی مورد سنجش قرار گرفتند. دادهها با روش تحلیل واریانس چندمتغیره و با استفاده از نرمافزار SPSS-22 تحلیل شدند. یافتههای پژوهش نشان داد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اضطراب بدنی- اجتماعی، رفتارهای تکانشی و خودتنظیمی هیجانی زنان مبتلا به چاقی اثربخش بوده است (05/0=p). این اثربخشی در دوره پیگیری ماندگار بود. بنابراین نتیجه میگیریم که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را میتوان به عنوان مداخلهای -اثربخش جهت کاهش اضطراب بدنی- اجتماعی و رفتارهای تکانشی و بهبود خودتنظیمی هیجانی در افراد مبتلا به چاقی بکار برد.
تبیین مدلی برای کاهش خطرات سایبری در فضای آنلاین: رابطه شایستگیهای اجتماعی-هیجانی الکترونیکی با رفتار عادتی دیجیتال با میانجیگری تنظیم شناختی هیجان و تعدیلگری جنسیت
صفحه 397-426
https://doi.org/10.22055/psy.2024.46000.3210
فاطمه فرزادی، کیهان فتحی
چکیده افزایش استفاده از اینترنت الگوهای رفتاری متعددی مانند شایعات اینترنتی، بیاعتنایی به دیگران هنگام استفاده از گوشی و چندوظیفگی رسانهای در حین تکالیف را وارد زندگی روزانه نوجوانان کرده است. این عادات معمولی در صورت استمرار میتوانند خطرات سایبرنتیک ایجاد کند. که در این میان شایستگیهای اجتماعی-عاطفی میتوانند به عنوان عامل محافظتی در برابر خطرات سایبرنتیک عمل کنند. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه علی شایستگیهای اجتماعی-هیجانی الکترونیکی با رفتار عادتی دیجیتال با میانجیگری تنظیم شناختی هیجان و تعدیلگری جنسیت بود. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان دختر و پسر سال اول تا سوم دبیرستانهای شهر اهواز در سال تحصیلی 1401-1402 بودند. که با روش نمونهگیری تصادفی چندمرحلهای نمونهای به تعداد 610 نفر (238 پسر و 372 دختر) انتخاب شد. شرکت کنندگان به ابزارهای شایستگی هیجانی- اجتماعی الکترونیک، رفتار عادی دیجیتال و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان پاسخ دادند. ارزیابی مدل پیشنهادی با روش معادلات ساختاری و آزمونهای مقایسه چند گروهی بین مدلها برای بررسی تعدلیگری جنسیت انجام شد. نتایج همبستگی میان متغیرها نشان داد که ابعاد شایستگی هیجانی- اجتماعی به جز شایستگی الکترونیکی اجتماعی با 3 خرده مقیاس رفتار عادتی دیجیتال رابطه منفی داشتند، و آگاهی الکترونیکی هیجانی در پسران نسبت به دختران مقدار همبستگی بیشتری را با رفتار عادتی دیجیتال به خود اختصاص داد (23/0-β=). همچنین تحلیل مدل معادلات ساختاری، رابطه مثبت شایستگی هیجانی- اجتماعی الکترونیکی با تنظیم شناختی هیجان و رابطه منفی با رفتار عادی دیجیتال را نشان داد. به علاوه تنظیم شناختی هیجان نیز به عنوان میانجی رابطه شایستگی هیجانی- اجتماعی و رفتار عادتی دیجتال شناخته شد. نقش تعدیلگری جنسیت در بین دو گروه دختران و پسران نیز حاکی از تفاوت دو مدل بود. که مدل دختران از نظر رابطهها، نمره بالاتر کسب کرده بودند. از یافتههای این پژوهش میتوان نتیجه گرفت، شایستگیهای اجتماعی-هیجانی الکترونیکی با تنظیم شناختی هیجان به عنوان عوامل حفاظتی در برابر رفتارهای عادتی دیجتال و عدم تبدیل آنان به رفتارهای سایبرنتیک عمل میکنند.
بررسی ویژگیهای روانسنجی فرم والد پرسشنامه سنجش رفتاری کودکان
صفحه 427-452
https://doi.org/10.22055/psy.2024.46257.3229
فاطمه فرید، غلامعلی افروز، محسن شکوهی یکتا، عباس بازرگان
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگیهای روانسنجی فرم والد پرسشنامه سنجش رفتاری کودکان (3BASC-)، در میان دانشآموزان دوره اول ابتدایی شهر تهران شکل گرفت. جامعه پژوهش از دو زیر مجموعه تشکیل میشد که شامل، دانشآموزان دوره اول ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی (۱۴۰۲-۱۴۰۱)، بود که از طریق آنها امکان دسترسی به جامعه دوم یعنی والدین دانش آموزان دوره اول ابتدایی میسر شد. نمونه تحقیق 800 نفر از والدین (400 نفر مادران و 400 نفر پدران) کودکان بودند که به شکل در دسترس مورد آزمون قرار گرفتند. طرح پژوهش از نظر روش توصیفی از نوع اعتبار سنجی و از نظر هدف کاربردی بود. ابزار پژوهش فرم والدین (BASC-3) برای کودکان و سیاهه سنجش رفتاری کودکان (CBCL) بود. جهت تجزیه تحلیل دادهها، روشهای آلفای کرونباخ، ضریب توافق رتبهگذاران، آزمون بازآزمون، بررسی ساختار درونی و اعتبار همزمان استفاده شد. بنا بر یافتههای استخراج شده، از آنجاییکه ضرایب کرونباخ عاملها بالای 70/0 بود ضریب تجانس درونی عالی گزارش شد. همچنین، از آنجایی که ضرایب توافق رتبهگذاران (ضریب کاپا)، در میان عوامل و نمره کل ابزار مطلوب گزارش شده قابلیت اعتماد ابزار نیز تأیید میشود. ضریب اعتماد آزمون – باز آزمون در پرسشنامه مادران در دامنه 76/0 تا 90/0 و در پرسشنامه پدران 73/0 تا 86/0 بودند که در دامنه متوسط تا عالی طبقهبندی میشدند. همچنین، یافتههای پژوهش بیانگر برخورداری از ساختار درونی مطلوب و همبستگی قوی میان عاملها بود. بر اساس نتایج همه سؤالات با نمره کل همبستگی بالا و در سطح ۰۱/۰ معنادار میباشند. با توجه به یافتههای پژوهش که بیانگر قابلیت اعتماد و اعتبار این ابزار است، توصیه میشود، از آن جهت گردآوری اطلاعات در خصوص مشکلات رفتاری و سازش یافتگی کودکان استفاده شده و در صورت نیاز برنامههای آموزشی و مداخلاتی مناسب برای کودکان طراحی و اجرا شود.
ببررسی اثر رسالت شغلی بر رفتار شغلی پویا و سرزندگی در کار با میانجیگری تمرکز پیشرفت محور و تعالییابی شغلی در پرستاران
صفحه 453-474
https://doi.org/10.22055/psy.2024.45247.3153
عبدالزهرا نعامی، محبوبه عسکری
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی برازش الگویی از اثر رسالت شغلی بر رفتار شغلی پویا و سرزندگی در کار با میانجیگری تعالییابی شغلی و تمرکز پیشرفت محور در میان پرستاران انجام شد. رویکرد پژوهشی کمی از نوع همبستگی -توصیفی در نظر گرفته شد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی پرستاران یکی از بیمارستانهای شهر اهواز بوده که به صورت تصادفی 200 نفر از این جامعه به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گرداوری دادهها پرسشنامههای رسالت شغلی (Dobrow and Tosti, 2011)، تعالییابی شغلی (Laurence, 2010)، تمرکز پیشرفت محور (Lockwood et al., 2002)، رفتار شغلی پویا (Seibert et al., 1999)، سرزندگی در کار (Spriters et al., 2012)بود. جمعآوری و تحلیل دادهها با کمک روش الگویابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرمافزارهای SPSS-24 و AMOS-24 انجام شد. نتایج نشان دادند که الگوی پیشنهادی از برازش نسبتاً خوبی با دادهها برخوردار بود. یافتهها نشان داد که مسیرهای مستقیم رسالت شغلی به تعالییابی شغلی و تمرکز پیشرفت محور و مسیرهای رسالت شغلی به رفتار شغلی پویا و سرزندگی در کار معنیدار بودند. به علاوه، مسیر غیرمستقیم رسالت شغلی به رفتار شغلی پویا از طریق تمرکز پیشرفت محور معنیدار بود اما مسیر غیرمستقیم رسالت شغلی به سرزندگی در کار از طریق تعالییابی شغلی معنیدار نبود. براین اساس کارکنان میتوانند با یافتن معانی و پیرو آن سرزندگی و رفتارهای شغلی پویا شکوفا شوند.
اثربخشی آموزش مبتنی بر روانشناسی مثبتنگر مبتنی بر مدل پرما بر جهتگیری آینده، چشمانداز زمان و خودکارآمدی در دانشآموزان دختر
صفحه 475-504
https://doi.org/10.22055/psy.2023.44034.3058
سیده راضیه ذاکریان زاده، قادر زاده باقری، علیرضا ماردپور
چکیده از مهمترین دغدغههای نظامهای آموزشی، ارتقای بهزیستی و عملکرد مطلوب فراگیران است. از آنجا که عوامل فردی و اجتماعی متفاوتی در بهزیستی، سلامت روان و عملکرد مطلوب تأثیرگذار است، مداخلهی مؤثر برای بهبود و ارتقای آنها ضروری به نظر میرسد. هدفِ پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر روانشناسی مثبت (مدل پرما) بر جهتگیری آینده، خودکارآمدی و چشمانداز زمان دانشآموزان دختر میباشد. روش پژوهش از نوع طرحهای نیمهآزمایشی با استفاده از اجرای پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری با گروه کنترل میباشد. در پژوهش حاضر گروه آزمایش تحت آموزش بسته پرما قرار گرفتند و گروه کنترل در لیست انتظار، جامعه آماری کلیه دانشآموزان دختر دوره متوسطه دوم (پایه یازدهم) شهر یاسوج در سال تحصیلی 1401-1400 بود. روش نمونهگیری، خوشهای چند مرحلهای و ابزارهای مورد استفاده، پرسشنامه جهتگیریآینده Di Maggio et al.، مقیاس خودکارآمدی دانشآموزان Muris، مقیاس چشمانداز زمانی Zimbardo بود. بر پایه نتایج پژوهش، اثر مدل پرما بر جهتگیری آینده در گروه مداخله پرما و کنترل در پسآزمون معنیدار و مثبت است؛ یعنی آموزش مبتنی بر روانشناسی مثبت به بهبود جهتگیری آینده و تابآوری در پسآزمون منجر میشود. یافتهها همچنین نشان داد که اثر آموزش مدل پرما بر خودکارآمدی دانشآموزان در پسآزمون معنیدار است؛ یعنی آموزش مبتنی بر روانشناسی مثبت به افزایش مؤلفههای شناختی، انگیزشی و فراشناختی خودکارآمدی منجر میشود (P<0.05). همچنین، یافتهها نشان داد که اثر آموزش مدل پرما بر چشم انداز زمانی دانشآموزان در پسآزمون و پیگیری معنیدار نیست. بر اساس یافتههای پژوهش، باید به فرآیندهای برنامهریزی و اجرای مداخله و تلفیق هر دو ویژگی مثبت و منفی عملکرد انسان توجه بیشتری شود؛ چرا که آموزش و تمرین مبتنی بر روانشناسی مثبت متمرکز بر آگاهی، میتواند مبنای طراحی و اجرای بسیاری از مداخلات باشد.
واکاوی تجربه زیسته نوجوانان کمالگرا با هدف ارائه چارچوبی برای طراحی مداخلات مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیک: یک مطالعه پدیدارشناختی
صفحه 505-532
https://doi.org/10.22055/psy.2024.46087.3218
علیرضا رنجکش، کاظم برزگر بفرویی، علی نظری، محمد حسین فلاح
چکیده پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجربه زیسته نوجوانان کمالگرا با هدف ارائه چارچوبی برای طراحی مداخلات مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیک: یک مطالعه پدیدارشناختی انجام شد. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام گرفت. جامعه پژوهش شامل نوجوانان پسر دانشآموز مقطع متوسطه اول شهرستان فلاورجان در سال تحصیلی ۱۴۰۰ بود. نمونهگیری بهصورت هدفمند و بر اساس معیارهای ورود انجام شد و ۲۰ نوجوان پسر ۱۳ تا ۱۶ ساله که در غربالگری اولیه دارای ویژگیهای کمالگرایی بودند، تا رسیدن به اشباع دادهها انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته گردآوری و با استفاده از روش هفتمرحلهای Colaizzi، تحلیل شدند. یافتهها در قالب ۶ مضمون اصلی، ۱۳ مضمون فرعی سطح اول و ۲۸ مضمون فرعی سطح دوم سازماندهی شدند که ابعاد مختلف تجربه زیسته نوجوانان کمالگرا را تبیین کردند. نتایج نشان داد کمالگرایی در نوجوانان پدیدهای چندبعدی است که بر تجربههای فردی، هیجانی، شناختی، تحصیلی و بینفردی آنان تأثیر میگذارد و شناخت این تجربهها میتواند مبنایی برای طراحی مداخلات آموزشی و درمانی متناسب با نیازهای این گروه باشد
